جمعه ۱۳ شهریور ۰۵

عملکرد مغز

همون طور که اسپرسو به شما انرژی میده مطالب وبلاگ اسپرسو هم شما را شگفت زده میکنه

چگونه مغز تعداد اشیاء را بدون شمارش تخمین می‌زند

۸۷۲ بازديد

دانشمندان سال‌های متمادی توانایی «تخمین تعداد بدون نیاز به شمارش تک‌تک اجزا» را در افراد مختلف مشاهده و بررسی کرده‌اند؛ مثلا، انسان‌ها می‌توانند تعداد تابلوهای نصب‌شده روی دیوار یا تعداد بازیکنان زمین فوتبال را بدون شمارش تخمین بزنند. درک عمیق‌تر از نحوه‌ی عملکرد مغز برای تخمین تعداد بدون شمارش، مبحثی پرطرفدار میان محققان در رشته‌های مختلفی ازقبیل روانشناسی شناختی و علوم اعصاب است.

سال‌ها دانشمندان بر این باور بودند که این توانایی با تصویربرداری مغز از اشیاء صورت می‌گیرد و سپس اشیای موجود در این تصویر به‌طور هم‌زمان در مغز پردازش می‌شود و در لحظه مغز قادر است تعداد اشیاء را تخمین بزند. بااین‌حال، اکنون گروهی در دانشگاه کالیفرنیا دریافته‌اند این نگرش برای توجیه مسئله مذکور صحت ندارد. شواهد جدید به‌دست‌آمده از ردیاب‌های چشم نشان داده‌اند چشم‌ها برای ضبط اطلاعات جسم، روی آن متمرکز می‌شوند و با قراردادن آن در مرکز میدان دید اطلاعاتی نظیر «تعداد اجزا» را درباره‌ی آن تخمین می‌زنند.

ساموئل چایت و استیون پیانادادوسی، دو دانشمند حوزه‌ی علوم شناختی، در PNAS نوشتند مغز از سامانه‌ی تخمین تعداد بهره می‌برد و برای تخمین تعداد، به این سامانه‌ی مهم متکی است. پیانادادوسی درباره‌ی مطالعات خود این‌چنین نوشته‌ است: توجه کرده‌اید گاهی با ارائه‌‌ی یک تصویر به مغز خود یا مشاهده‌ی یک تصویر، بدون آنکه اجزای تصویر را بسنجید یا دقیق بشمارید، از میزان آن آگاه می‌شوید؟ ما درباره‌ی همین موضوع مطالعه می‌کنیم.

مثال‌هایی که هر دو دانشمند درباره‌ی آن اتفاق‌نظر داشتند، عبارت‌اند از: واردشدن به کلاسی خالی و تخمین تعداد نیمکت‌های این کلاس یا تخمین تعداد ماشین‌هایی که پشت‌سر شما در ترافیک گیر افتاده‌اند. این دانشمندان توانایی تخمین تعداد را به قسمتی از چشم انسان نسبت می‌دهند که در ماکولا (لکه‌ی زرد) بخشی در لایه‌ی شبکیه‌ی چشم یا رتینا قرار دارد.

ماکولا نقطه‌ای در مرکز میدان دید است و فرورفتگی ریزی به‌نام گوده‌ی مرکزی دارد؛ پس همان‌طورکه ردیاب‌های چشم نشان دادند، فرد از شمردن اجزای تصویر در سایر قسمت‌های میدان دید «به‌جز مرکز» آن عاجز است و باید مستقیم به شیئی نگاه کند تا بتواند تعداد اجزای آن‌ را تخمین بزند. این نقطه قسمتی به‌نام «انباشت سریالی در گوده‌ی مرکزی» (Serial Foveal Accumulator) دارد که تعداد اشیائی را شمارش می‌کند که در خطی مستقیم در مرکز میدان دید قرار می‌گیرند.

پیانادادوسی می‌گوید: انباشت سریالی، یعنی نور بازتاب‌شده از اجسام را یکی پس از دیگری چشم در مرکز میدان دید دریافت می‌کند. نورهایی که خارج از مرکز میدان دید هستند، نمی‌توانند در قسمت انباشت سریالی قرار بگیرند؛ بنابراین شمارش در نواحی اطراف مرکز میدان دید امکان‌پذیر نیست. پس در مثالی که شما از آینه به اتومبیل‌های پشت‌سر خود نگاه می‌کنید که در ترافیک هستند، باید چشمان خود را روی کل تصویر اتومبیل‌ها حرکت دهید که در آینه تشکیل شده است تا چشم شما بتواند تخمینی از تعداد آن‌ها به شما ارایه کند.

ساموئل چایت و استیون پیانادادوسی برای درک چگونگی مشاهده‌ی اشیاء و برآورد تعداد تقریبی آ‌ن‌ها به‌وسیله‌ی مغز، مطالعه‌ای روی 27 فرد 18 تا 29 ساله انجام دادند. این افراد باید تعداد تقریبی نقطه‌هایی را تخمین می‌زدند که در صفحه‌ی یک رایانه نمایان می‌شدند. این دانشمندان دریافتند برآورد تقریبی تعداد به‌کمک پردازشی موازی در محور زمان به‌وسیله‌ی مغز صورت نمی‌گیرد؛ بلکه مغز برای تخمین تعداد از همان روش استفاده از انباشت سریالی در مرکز میدان دید کمک می‌گیرد.

چایت درباره‌ی این روش می‌گوید: معتقدیم روشی که مغز به‌کار می‌گیرد، برخلاف تصور پیشین که از پردازشی هم‌زمان و کلی در تصویر حکایت می‌کند، روش انباشت سریالی در گوده‌ی مرکزی بوده است؛ چراکه تخمین انسان‌ها از تعداد اشیاء به داشتن نگاهی مستقیم به همان اشیاء وابسته‌ است. گوده‌ی مرکزی بخش کوچکی از شبکیه‌ است که در پشت چشم واقع شده است و برای دقت در بینایی تخصیص یافته‌ است. گوده‌ی مرکزی مسئول خط اتصال بینایی است؛ خطی که قرنیه‌ی چشم را به نقطه‌ی ثابتی در میدان دید وصل می‌کند.

چایت افزود: به‌نظر می‌رسد تخمین تعداد اشیاء در دید پیرامونی یا خارج از مرکز میدان دید به‌درستی انجام نمی‌شود. این مسئله توضیح می‌دهد چرا برای توصیف این روش از واژه‌ی «انباشت» استفاده کرده‌ایم؛ زیرا چنین به‌نظر می‌رسد که چشم انسان تصاویر اجسامی را ضبط می‌کند که به‌ترتیب در مرکز میدان قرار می‌گیرند و در آخر تعداد آن‌ها را می‌شمارد. چایت و پیانادادوسی همچنین توانستند تخمین‌های عددی شرکت‌کنندگان آزمایش را به‌کمک اطلاعات به‌دست‌آمده از تمرکز چشم روی نقاط مختلف به‌منظور قراردادن اشیاء در مرکز میدان دید بسنجند.

هرچه تعداد نقاط روی صفحه‌‌نمایش بیشتر می‌شد، میانگین تعداد تخمین‌ها هم افزایش می‌یافت و خطاهای آن‌ها کمتر می‌شد. گروه دانشمندان حدس می‌زنند شاید سامانه‌ی تخمین تعداد در گونه‌های مختلفی وجود و در میان اقوام نزدیک، گونه‌های مشترک داشته باشد.

پیانادادوسی می‌گوید: از ردیاب‌های بینایی برای آزمایش سایر گونه‌ها استفاده نشده است تا بتواند این حدس را اثبات کند؛ اما تحقیقات من روی بابون‌ها نشان می‌دهند آن‌ها همواره گروهی با تعداد اعضای بیشتر را برای عضویت و پیروی انتخاب می‌کنند. گویا بابون‌ها هم از سامانه‌ی مشترکی نظیر سامانه‌ی تخمین تعداد در انسان‌ها بهره می‌گیرند. بااین‌حال، چایت پا را از این هم فراتر می‌گذارد و اذعان می‌کند: توانایی تخمین تعداد بدون شمارش امری است که سراسر طبیعت آن‌ را دراختیار دارد.

البته، بدیهی است این توانایی در میان نخستی‌ها متداول‌تر بوده است؛ اما در بسیاری از جانوران دیگر، حتی آن‌ دسته از گونه‌هایی ردیابی‌کردنی است که صدهامیلیون سال پیش در سیر تکاملی خود از انسان‌ها فاصله گرفتند. برای مثال، زنبور و هزارپا را در نظر بگیرید. این موجودات در پی غذا و هنگام شکار از سازوکاری مشابه آنچه انسان‌ها در چشم خود دارند، یعنی سامانه‌ی تخمین تعداد بهره می‌برند.

 

مرجع

زنان از نظر چندوظیفگی بهتر از مردان نیستند

۸۷۱ بازديد

تصور چندوظیفگی بودن زنان موجب می‌شود که جامعه انتظار زیادی از آن‌ها داشته باشد اما این طرز تفکر باید تغییر کند.

به‌طور سنتی، چندوظیفه‌ای بودن به‌عنوان ویژگی زنان تعریف می‌شود. یک زن به‌خصوص زنی که کودک دارد، به‌طور معمول مشغول کار بیرون و نیز اداره‌ی خانه است که خود شامل وظایف مختلفی می‌شود اما مطالعه‌ی جدیدی که به‌تازگی در PLOS One منتشر شده، نشان می‌دهد که زنان درمقایسه‌با مردان ازلحاظ چندوظیفگی عملکرد بهتری ندارند. در مطالعه‌ی مذکور، این موضوع مورد بررسی قرار گرفت که آیا زنان در تغییر بین وظایف و انجام همزمان چند وظیفه بهتر از مردان هستند یا خیر.

نتایج نشان داد که مغز زنان در هیچ‌یک از این فعالیت‌ها کارآمدتر از مغز مردان عمل نمی‌کند. استفاده از داده‌های قاطع برای به چالش کشیدن این نوع افسانه‌ها مهم است به‌ویژه که زنان به‌طور مداوم با وظایف مختلف موجود در محل کار و خانه بمباران می‌شوند. چند وظیفگی، عمل انجام چندین کار مستقل در یک زمان کوتاه است. این عمل نیاز به تغییر سریع و مکرر توجه از یک وظیفه به وظیفه‌ی دیگر دارد و درمقایسه‌با انجام کارها به‌صورت جداگانه و ترتیبی، به عملکرد شناختی بالاتری نیاز دارد.

این مطالعه بر پایه‌ی مجموعه پژوهش‌هایی استوار است که نشان می‌دهد مغز انسان نمی‌تواند به‌صورت همزمان چندین فعالیت را مدیریت کند. به‌ویژه وقتی دو وظیفه شبیه به هم هستند، آن‌ها برای استفاده از یک قسمت از مغز با هم رقابت می‌کنند که این امر باعث می‌شود چندوظیفگی بسیار دشوار شود. اما مغز انسان در تغییر سریع بین فعالیت‌ها خوب عمل می‌کند و این امر باعث می‌شود افراد احساس کنند که چندوظیفه‌ای هستند. مغز در هر زمان روی یک پروژه کار می‌کند.

در مطالعه‌ی جدید، پژوهشگران آلمانی توانایی 48 مرد و 48 زن را ازنظر نحوه‌ی عملکرد در شناسایی حروف و اعداد مورد مقایسه قرار دادند. در برخی از آزمایش‌ها، شرکت‌کنندگان ملزم به توجه همزمان به دو وظیفه بودند (چندوظیفه‌ای همزمان) درحالی‌ که در برخی دیگر آن‌ها باید بین انجام وظایف، توجه خود را تغییر می‌دادند (چندوظیفه‌ای متوالی). پژوهشگران زمان واکنش و دقت را در آزمایش‌های چندوظیفه‌ای و نیز گروه کنترل (انجام تنها یک وظیفه) اندازه‌گیری کردند.

آن‌ها دریافتند که چندوظیفه‌ای به‌طور قابل‌توجهی روی سرعت و دقت کامل کردن وظایف، هم در زنان و هم مردان تاثیرگذار است. اختلافی بین گروه‌ها وجود نداشت. پژوهشگران اخیرا یک افسانه‌ی دیگر را نیز درهم شکسته‌اند: اینکه زنان در دیدن به‌هم‌ریختگی‌ها و کثیفی بهتر از مردان هستند. آن‌ها دریافتند که درجه‌بندی یک فضا ازنظر کثیفی به‌وسیله‌ی زنان و مردان یکسان است.

دلیل اینکه مردان کمتر از زنان به تمیز کردن مشغول می‌شوند، شاید در این واقعیت نهفته باشد که زنان نسبت‌به مردان استانداردهای بالاتری را برای پاکیزگی درنظر می‌گیرند؛ نه اینکه مردان، کثیفی را نبینند. داده‌های اخیر نشان می‌دهد که مردان استرالیایی نسبت‌به قبل، بیشتر به کارهای خانگی می‌پردازند اما زنان هنوز هم بیشتر کارهای خانه را انجام می‌دهند. مجموع ساعات کار و خانه‌داری زنان شاغل استرالیایی افزایش پیدا کرده است و زنان سرپرست خانوار نسبت‌به مردان سرپرست خانواده در هفته چهار ساعت بیشتر مشغول این فعالیت‌ها هستند.

این بدان معناست که مادران شاغل درمیان انجام وظایف شغلی خود به وظایف مرتبط با خانه مانند برنامه‌ریزی جشن‌های تولد، مراقبت از وضعیت درسی فرزندان و دیگر موارد مشغولند و به‌طور مداوم در فاصله‌ی بین محل کار و خانه در رفت‌و‌آمد هستند. اگر مغز زنان با انجام کارهای چندوظیفه‌ای مانند مغز مردان خسته می‌شود، چرا ما باید همچنان از زنان بخواهیم که این کارها را انجام دهند؟ و مهم‌تر اینکه، عواقب این موضوع چیست؟

مطالعه‌ی اخیر نشان می‌دهد که مادران بیش از پدران تحت فشار قرار می‌گیرند و نسبت‌به پدران سلامت روانی ضعیف‌تری را گزارش می‌کنند. تولد یک کودک، میزان عجله و فشار زمانی والدین را افزایش می‌دهد اما این اثر برای مادران دوبرابر بیشتر از پدران است. فرزند دوم مجددا فشار زمانی مادران را مضاعف می‌کند و منجر به وخیم‌تر شدن وضعیت سلامت روانی آن‌ها می‌شود. همچنین احتمال این بیشتر است که زنان هنگام تولد فرزند و وقتی که خواسته‌های خانواده تشدید می‌شود، از درآمد خود محروم شوند.

آن‌ها بار روانی بزرگ‌تری را برای سازماندهی نیازهای خانواده برعهده دارند و نگرانی‌های زیادی درمورد فرزندان به آن‌ها تحمیل می‌شود. این کارها به قیمت عدم برنامه‌ریزی برای کارهای روز بعد، ارتقای شغلی و موارد دیگر تمام می‌شود. چندوظیفه‌ای بودن مادران هنگام شب نیز ادامه دارد و بیشتر مادران هستند که به‌خاطر فرزندان خود دچار بیخوابی می‌شوند.
 

ادامه مطلب